تبليغاتX
یه کوله پشتی پر از عشق

یه کوله پشتی پر از عشق

انقدر نوشتم برای یاره خیالیم تا بالاخره پیداش کردم

 

 

تا حالا شده اسمونه دلت خیلی ابری بشه؟ بغض کنی اما بغضت نشکنه و اشکات

پشته پلکای خیست یخ کنه ؟ تا حالا شده تو یه هوای ابری توی کوچه پس کوچه ی

شهرت قدم بزنی و دلت پر بکشه برای بوی بارون و خاک خیس خورده ؟ اما اسمون

بغضشو ازت دریغ کنه و تو بمونی و یه هوای ابری و یه دله گرفته...شده...نگو نه

حتما هم شده...گاهی زندگی اونقدر سخت میشه که انگاری رسیدی به ته خط

به ته تمومه غصه های عالم...شده...همه ی ادما گاهی وقتا اسمونه دلشون ابریه

و یه بغضه فرو برده دارن و یه پلکه خیس خورده و یه عااااااالمه حرفای نگفته

اما یادت باشه این لحظه های دلگرفتگی گاهی وقتا به یه دنیا بی دغدغه بودن

می ارزه میدونی چرا؟ چون درست تو همین لحظه هاست که یه حسه غریبی

میاد سراغت به اسمه بودن...قبول دارم که ارزوهامون خیلی دوره و شایدم دیر اونقدر

دور و دیر که شاید اگه یه روزی بهشون برسیم دیگه هیچی ازشون نمونده باشه

اما حداقل دلت قرصه که هست حتی اگه هیچی باشه منظورم اینه که...چطوری بگم

منظورم اینه که دورترین ارزوها خیلی دیر به دست میان برای همین برا به دست

اوردنشون لازمه گاهی وقتا دلمون بگیره و سختتر از اسمون بباریم

هیچ میدونی برای اونایی که یه روزی بعد از این همه اشک به ارزشون میرسن اسمون

چققققققدر بخشندس؟ آخ که چه صفایی داره دل رو شستن با قطره های بارون

یکی شدن با ابرا و باریدن و باریدن و .....تا ابد باریدن

برگ نقره ای شانزدهم

بچه ها شوخی شوخی به گنجشکا سنگ میزنن گنجشکا راستی راستی میمیرن

ادما شوخی شوخی به همدیگه زخم میزنن قلبامون راستی راستی میشکنن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت   توسط پریسا 

 

 

 

چی جوری شروع کنم این پستو ؟ خودمم نمیدونم....راستش مخم نمیکشه که

بخوام چیزی بنویسم .میدونم ستاره ی ما خیلی خوشحاله چون الان پیشه اونیه

که عاشقش بود خیلی خوشحاله چون میبینه که چقدر دوسته مهربون پیدا کرده

مطمئنم اگه خودش بود با دنیا دنیا مهربونی جوابه محبته تک تکتونو میداد

اما...اما حالا که نیس من میخوام جاش به ترتیب از تک تک کسایی که اومدن

مهمونیه ستا تشکر کنم اگه طولانی شد شرمنده ی همگی

همراههای همیشگیه من مثله

هستی خوبم وبلاگ روزگار تنهایی - مرمری جونم وبلاگ هستیم چنان که هست

اوداند و ما - پرنیان مهربونم وبلاگ کسی مثل تو نشد - بهزاد عزیز وبلاگ دوربین مخفی

حسین عزیز وبلاگ کلبه تنهاییم - محمد ومرضیه عزیزم وبلاگ بوسه ی تقدیر

ماریه نازم وبلاگ استان جانان - رامین عزیز وبلاگ دراوج تنهایی - شایان عزیز

وبلاگ کلبه ی عشق - حمیدعزیز وبلاگ زمزمه ی تنهایی- سامان عزیز وبلاگ

شب مرد تنها - مجید عزیز وبلاگ سرزمین سبز خاطرات و آرام نازم وبلاگ عشق

اتشین زود سرد میشه -شقایق شیطون و گلم وبلاگ ارزوهای محال

و چه اونایی که تازه دیدمشون اما از لطفشون ممنونم مثله

اقا سیاوش - اقا مهدی - اقا سپهر - سیما خانوم - اقا ارش و شیدا خانوم

و چه اونایی که همیشه همراهم هستن اما اینبار شاید نتونستن باشن مثله

 علی عزیز وبلاگ تقدیم به تو که بهترینی - علیرضا و ایناز خوبم وبلاگ یه

چیزیو میدونی - مریم گلم وبلاگ عطر شقایق

سجاد عزیز وبلاگ عطر عشق - حمید عزیز وبلاگ تنهای عاشق

و دو تا داداشای خوبم که ایشالا هر دوشون به اونی که میخوان برسن

داداش محمودم وبلاگ عشق واقعی و داداش سعیدم وبلاگ وقتی دلم حرف میزنه

و مثله همیشه مدیونه حضوره ابجیای نازم که میدونم اونا هم با رفتنه ابجی

ستاره از جمعمون حالشون بد تر از منه ابجیایی مثله

ابجی مونای ماهم بلاگ محراب دل - ابجی نسرین مهربونم - ابجی نگار نازم بلاگ

دلتنگیهای نگار - ابجی ساحل گلم که ازتون میخوام برای بهبود عزیزش دعا کنین

وبلاگ جادوی سکوت و ابجی لیلا جونم وبلاگ تنهاترین اشنا

و ابجی نگین خوبم که میدونم دلشون اندازه ی دنیا برای ستاره میتپید

خب.... تمو م شد....ستاره ی ما رفت اما همیشه تو قلبه ما زندست

نمیدونم کی اپ میکنم اما باز هم از این همه مهربونی ممنونم همتون گلید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت   توسط پریسا 

 

 

بالاخره دیوارای این قصر یخی شکست و یه ستاره ی ناز برای

همیشه بی فروغ شد

سلام بچه ها

امروز بدترین خبره دوره ی بلاگ نویسیمو شنیدم . یکی از ابجیام رفت

تنهامون گذاشت....رفت اونجایی که جاش بود ....رفت پیشه فرشته ها

یه ابجیه مهربون که هر چی از مهربونیاش بگم کم گفتم . یه گل که حقش

نبود به این زودی پرپر بشه. هنوز باورش برام سخته

ستاره جونم میدونم الان فرشته ها دارم از وجودت خوشحالی میکنن

بهشون حسودیم میشه ستا. باور نمیکنی نه؟ باشه باور نکن

خوش به حاله فرشته ها...خوش به حاله ستاره ها. دیگه شمعه

مجلسشونی ستاره....وااااای خدا......ستاره ی نازم خانومیه مهربونه من

ابجی جونمممم...میدونم که انقدر پاک و معصوم و بی الایش بودی که

نیازی به دعاهای ما نداری اما از خدا میخوام هر جا که هستی شاد

باشی خانومم. خوش به حاله فرشته ها....خوش به حاله ستاره ها

اینم بلاگ ستاره ی ما 

 http://www.ghasreyakhi.blogfa.com/

چقدر دلم برات تنگ شده ستا.........چقدر خووووب بودی

برگ نقره ای پانزدهم

برای شادیه روحه ستاره ی نازمون یه فاتحه

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت   توسط پریسا 

 

 

اینجا زمینه . منم یه زمینی ام که احساسه تنهایی ولم نمیکنه یه قلبه بیقرار که خستگیهاشو

مثه یه موجه سرکش به ساحل میکوبه یه چشمه بارونی که خلوت اینه و ابیها شرمندش

میکنه یه دسته خالی که توی تاریکیه شبای سرد دنباله یه دونه ستاره میگرده اهاااای

تو....اره با توام ....گوش کن میخوام عشقو برات تعریف کنم عشق یه حسه که فقط تو غروب

میشه دیدش . وسعتشو فقط تو قطره میشه تشخیص داد. اسمه دیگه ی پرستیدنه . عشق

یعنی تیک تاک دل انتظارو های های پشت خلوت تنهایی گریه کردن. یه تصویره قدیمی از یه

چهره ای که سالهااااااست میشناسی .تصویره یه قطره اشک و شبنم که رو گونه ی گل

سرخ میچکه. اما تو که اینا رو نمیدونی چطوری انتظار داری تو و سکوته غم انگیزتو ببینم و

فریاد نکشم؟ نگاهت همون تندیسه سکوت و زیباییه که اون طرفش یه عاااااالمه غمه تمنای

چشماتو میتونم بخونم میدونی چیه ؟ همون رویای تلخ تنهایی کاشکی میدیدی کاش یه

قاصدکی پیدا میشد که اشکهای شبونه ی منو به تو برسونه . عزیزم : بشکن این سکوته

لعنتی رو . با من از رازی که تو نگاهت هست حرف بزن .من هنوز همونی هستم که

میشناختی یادت میاد؟ اون شبی که من زیر نم نم بارون محو تماشای اسمون شده بودم .

یادته بهت گفتم از این به بعد هر وقت ستاره های خاموش وگلای یاس و غم نم نمه بارونو

دیدم به یادت می افتم و تو....تو فقط خندیدی و دیوونه خطابم کردی؟ اما الان که دیگه نمیتونم

معنیه عشقو یادت بیارم فقط میتونم بگم . نازنینم : گلهای یاس رو فراموش

نکن فراموش نکن فراموش نکن

برگ نقره ای چهاردهم

 از دود متنفرم اما وقتی که میخواستی بری دلم میخواست تموم جاده ها رو دود میپوشوند

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت   توسط پریسا