توي حيات خلوت دلم نشسته بودم ،با دو تا شمعدوني نگاه و آينه
دعا دستم...دلم ميخواست كنار اين آينه شمعدون بشينم و گريه كنم
به حال خودم داشتم با ساله 84 درد و دل ميكردم داشتم به لحظه ی تحویله
ساله پارسال فکر میکردم شوقي تو دلم بوجود اومده بود وصف نشدني باورم
نمي شد كه خدا يه ساله ديگه هم بهم فرصت داده...يادمه بهم گفتن:اينجا
یه شروعه تازست،اون باغچه ي نمازه و اين گل ،سايه بون عبادته و اون
طرف خونه ي خداست....دلم شكست يه لرزش عجيبي تو وجودم افتاد
خدايا !چي شده؟اينجا كجاست؟من كي ام؟ اينجا بود كه كودكي خودم رو ديدم
خدايا ! تو شاهدي كه چه زلال بود صدام خدايا تو شاهدي كه چه معصوم و بي ريا
بود نگام...ولي الان چي؟چر اينقدر فرق كردم؟نمي خواستم بدونم اين لباس
سياه گناه رو چه كسي تنم كرد؟نمي خواستم بدونم چرا بي بال و بي وبال
اينقدر دل به اين دنياي فاني بستم؟چرا از بين اينهمه زيبايي ،من چنگ زدم
و قاب عكس سياه و دود گرفته ي دنياي زودگذر رو انتخاب كردم؟؟؟
حالا 84 داره کوله بارشو میبنده و میره....به همین زودی....تو یه چشم بهم زدن
خدا جون....چقدر زود روزای عمرمو ورق میزنی....داري تند تند میبریشون
چقدر عجله داري آخه؟ميخواي كجا ببریشون؟
اما از یه طرفی دوست دارم زودتر این سال تموم شه میدونین چرا؟چون من تو
ساله جدید یه باره دیگه زنده شدم...چون میدونم دیگه میتونم روزامو به امیده
شنیدنه صدای عزیزم بگذرونم چون میدونم لحظه های قشنگی رو پیشه رو دارم
چون من تو ساله جدید یه پسوند به اسمم اضافه شده یه کلمه ای به اسمه
عشق تو وجودمه اما خدا جون ازت میخوام کمکمون کنی تا بتونیم این عشقه
پاک و عزیزمونو حفظ کنیم خدا جونم الان که اشک از چشام سرازیره میخوام
با همین حال عاجزونه ازت بخوام که کمکم کنی که دیگه اشتباههای قبلیمو
تکرار نکنم....خدای من خودت میدونی چقدر بهت نیاز دارم..
کمکم کن پیشه عزیزم بدقول نشم...بهم قدرت بده بتونم همراهه خوبی
براش باشم...خدای من ازت میخوام به اونم کمک کنی تا روزای تلخه
قبلشو از یاد ببره ....میخوام کمکمون کنی همیشه ی همیشه با هم و برای
هم بمونیم...بچه ها جای همتون خالیه الان حسابی هوای دلم ابریه
وای خدا داره از چشمام بارون میباره....باروني كه اسمشو آمرزش گذاشتي
چي ميشه اين بارون من و گناهم رو شستشو بده؟خدايا!ازت ممنونم كه
گلاب اشك رو روي گونه هام قرار دادي...و چه حس خوبي دارم وقتي اين اشك
جاري ميشه..آرامش پيدا ميكنم ،احساس سبكي احساس پرواز،احساس نزديكي
به خودت.شايد به اين خاطر كه شنيدم وقتي سيلاب اشك بخاطر انجام گناه یا
دعا از ته دل باشه،انبوهي از آتش جهنم رو خاموش ميكنه. دلم به اين اشكها خوشه
كه شايد كاري ازشون بر بياد،شايد بتونن گوشه اي از جهنمي كه خودم برا خودم
ساختم خاموش كنن يعني امكان داره منم آمرزيده بشم؟کاش هممون تو
ساله جدید پاک و امرزیده باشیم .....الهی امیییییییییییییییییییین

برگ نقره ای بیستم
دوستای گلم عیده همتون مبارک ساله خوشی رو برا همتون ارزو میکنم
التماس دعا
